در دنیای امروز که سازمانها بهطور گسترده از رایانش ابری، نیروی کار دورکار، دستگاههای اینترنت اشیا (IoT) و زیرساختهای چندابری استفاده میکنند، مدلهای سنتی امنیت شبکه دیگر پاسخگوی تهدیدات پیشرفته سایبری نیستند. به همین دلیل معماری Zero Trust یا «اعتماد صفر» به یکی از مهمترین رویکردهای امنیتی تبدیل شده است. این مدل بر پایه اصل «هرگز اعتماد نکن، همیشه تأیید کن» طراحی شده و با اعتبارسنجی مداوم کاربران، دستگاهها و برنامهها، احتمال نفوذ و گسترش حملات سایبری را به حداقل میرساند. در این مقاله با مفهوم Zero Trust، اصول اصلی، مدل ZTNA، کاربردها و نحوه پیادهسازی آن آشنا خواهیم شد.
Zero Trust چیست؟
زیرو تراست (Zero Trust) یک استراتژی امنیتی برای شبکههای مدرن چندابری (Multicloud) است که برای هر ارتباط میان کاربران، دستگاهها، برنامهها و دادهها، سیاستهای امنیتی مشخصی را اعمال میکند. این رویکرد بر اصل «هرگز اعتماد نکن، همیشه تأیید کن» استوار است و برخلاف مدلهای سنتی، هیچ کاربر یا دستگاهی را صرفاً به دلیل حضور در داخل شبکه قابل اعتماد نمیداند.
چرا Zero Trust اهمیت دارد؟
مدلهای امنیتی مبتنی بر پیرامون شبکه (Perimeter-Based Security) دیگر قادر به محافظت کامل از محیطهای توزیعشده امروزی مانند رایانش ابری، دستگاههای موبایل، اینترنت اشیا (IoT) و نیروهای کار از راه دور نیستند. در چنین شرایطی، اگر مهاجمی تنها از یک نقطه وارد شبکه شود، میتواند بهراحتی در بخشهای مختلف آن حرکت کرده و خسارات گستردهای ایجاد کند. زیرو تراست با محدود کردن دسترسیها از این موضوع جلوگیری میکند.
بر اساس گزارش ESG در سال ۲۰۲۴، بیش از دو سوم سازمانها سیاستهای Zero Trust را پیادهسازی کردهاند. همچنین الزامات قانونی و مقرراتی، مانند فرمان اجرایی دولت ایالات متحده در سال ۲۰۲۱ برای سازمانهای فدرال، نقش مهمی در گسترش این رویکرد داشتهاند.
مفاهیم اصلی Zero Trust
سه اصل بنیادین
۱. پایش و اعتبارسنجی مداوم (Continuous Monitoring & Validation)
هر درخواست دسترسی بهصورت مستمر و براساس عواملی مانند موقعیت مکانی، وضعیت امنیتی دستگاه، اطلاعات تهدیدات و رفتار کاربر مجدداً احراز هویت و ارزیابی میشود.
۲. اصل حداقل دسترسی (Least Privilege)
کاربران و دستگاهها تنها به حداقل سطح دسترسی موردنیاز برای انجام یک وظیفه دسترسی دارند و این مجوزها پس از پایان جلسه کاری لغو میشوند.
۳. فرض بر وقوع نفوذ (Assume Breach)
تیمهای امنیتی همواره این فرض را در نظر میگیرند که بخشی از شبکه ممکن است قبلاً مورد نفوذ قرار گرفته باشد. به همین دلیل از روشهایی مانند بخشبندی شبکه (Segmentation) و واکنش بلادرنگ برای محدود کردن دامنه خسارت استفاده میکنند.
پنج ستون اصلی Zero Trust (بر اساس مدل CISA)
هویت (Identity)
استفاده از راهکارهایی مانند مدیریت هویت و دسترسی (IAM)، ورود یکپارچه (SSO) و احراز هویت چندعاملی (MFA) برای تأیید هویت افرادی که به منابع سازمانی دسترسی پیدا میکنند.
دستگاهها (Devices)
ایجاد فهرست کامل از تمامی نقاط انتهایی شبکه شامل رایانهها، تلفنهای همراه، تجهیزات IoT و چاپگرها و بررسی مداوم انطباق آنها با سیاستهای امنیتی
شبکهها (Networks)
پیادهسازی میکروسگمنتیشن (Micro-Segmentation)، رمزنگاری ترافیک و تحلیل رفتار کاربران و موجودیتها (UEBA) برای افزایش امنیت شبکه.
برنامهها و بارهای کاری (Applications & Workloads)
اعمال مجوزدهی پویا برای برنامهها و APIها و نظارت مستمر بر رفتارهای غیرعادی و مشکوک.
دادهها (Data)
طبقهبندی اطلاعات، رمزنگاری و اعمال کنترلهای دسترسی پویا برای حفاظت از دادهها در حالت ذخیرهشده، در حال استفاده و هنگام انتقال.
دسترسی شبکه مبتنی بر Zero Trust (ZTNA)
Zero Trust Network Access (ZTNA) جایگزین مدرن VPNهای سنتی محسوب میشود. در این مدل، کاربران تنها به منابع مشخصی که مجاز به استفاده از آنها هستند دسترسی پیدا میکنند، نه به کل شبکه سازمان.
ZTNA همچنین یکی از اجزای کلیدی معماری Secure Access Service Edge (SASE) است و امکان برقراری ارتباطات مستقیم، امن و با تأخیر کم را فراهم میکند.
مهمترین کاربردهای Zero Trust
امنیت چندابری (Multicloud Security)
ایجاد سیاستهای امنیتی مبتنی بر هویت بهصورت یکپارچه در محیطهای هیبریدی و چندابری.
امنیت زنجیره تأمین (Supply Chain Security)
احراز هویت مداوم و مبتنی بر زمینه برای تأمینکنندگان، پیمانکاران و شرکای تجاری، با هدف جلوگیری از حرکت جانبی مهاجمان در شبکه.
دسترسی کارکنان دورکار
ZTNA امکان دسترسی ایمن و دقیق به منابع موردنیاز را بدون محدودیتهای مقیاسپذیری VPNهای سنتی فراهم میکند.
مدیریت و نظارت بر تجهیزات IoT
در این رویکرد، هر دستگاه IoT بهعنوان یک تهدید بالقوه در نظر گرفته میشود و ملزم به رعایت سیاستهای احراز هویت، رمزنگاری و کنترل دسترسی خواهد بود.
چالشهای پیادهسازی Zero Trust
اگرچه Zero Trust مزایای متعددی دارد، اما اجرای آن نیازمند برنامهریزی دقیق، سرمایهگذاری در زیرساختهای امنیتی و بازنگری در سیاستهای دسترسی سازمان است. مدیریت هویت کاربران، یکپارچهسازی ابزارهای امنیتی و آموزش کارکنان از مهمترین چالشهای اجرای این مدل محسوب میشوند.
نکات مهم در پیادهسازی
Zero Trust یک محصول یا راهکار واحد نیست؛ بلکه یک چارچوب امنیتی جامع است که نیازمند برنامهریزی و هماهنگی میان بخشهای مختلف از جمله مدیریت هویت، مدیریت دستگاهها، بخشبندی شبکه، امنیت برنامههای کاربردی و حفاظت از دادهها است.
سازمانها معمولاً برای پیادهسازی این معماری از چارچوبها و استانداردهایی مانند Forrester Zero Trust Model، NIST SP 800-207 و CISA Zero Trust Maturity Model استفاده میکنند.
سازمانهایی که قصد پیادهسازی معماری Zero Trust را دارند، باید علاوه بر سیاستهای امنیتی، از زیرساخت سختافزاری مطمئن نیز بهره ببرند. استفاده از سرور HPE DL580 Gen12 میتواند بهعنوان هسته پردازشی مراکز داده، منابع موردنیاز برای اجرای سامانههای احراز هویت، تحلیل رفتار کاربران، کنترل دسترسی و سایر مؤلفههای Zero Trust را تأمین کند.
جمعبندی
با افزایش پیچیدگی تهدیدات سایبری و گسترش زیرساختهای ابری، معماری Zero Trust به یکی از مؤثرترین رویکردهای امنیتی برای سازمانهای مدرن تبدیل شده است. این مدل با تکیه بر احراز هویت مداوم، اصل حداقل دسترسی و فرض وقوع نفوذ، امنیت کاربران، دستگاهها، برنامهها و دادهها را در بالاترین سطح ممکن حفظ میکند. سازمانهایی که به دنبال کاهش ریسکهای امنیتی، محافظت از دادههای حساس و مدیریت بهتر دسترسیها هستند، میتوانند با پیادهسازی Zero Trust و فناوریهایی مانند ZTNA زیرساختی امنتر و مقاومتر در برابر حملات سایبری ایجاد کنند.